بیگاه چون به یاد آوردی که باغی از نور هست و تو ناتوان از چیدن بوته ای از آن از خود گریزان باش
او در این کوی و برزن قدم زنان و ما دمام در سرداب حسرت دست و پا زنان
«اللهم صل علی محمد و آل محمد، شجره النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائکه و معدن العلم و اهل بیت الوحی، الهم صل علی محمد و آل محمد»
ضمن تبریک میلاد منجی عالم بشریت، حضرت مهدی (عج)، شعری سپید تقدیمتان می کنم.
و من تو را به مانند گل های اطلسی دیدم
به شیرینی خواب بعد از نماز
در گوشه آرام مسجد
به درخشش آفتاب صبحگاهی
از دوش مناره ها
به زیبایی تماشای دریا
از کلبه ای گلین
به قداست اقیانوس در نیمه شب
تو را به مهربانی چشمان مادران دیدم
به روح بخشی صدای اذان
در غروب روزی دلگیر
به کرامت باران
بر دشت و جنگل
تو را در حصار دردهایی
که تا اعماق قلبم سرک کشید
دری به سوی خداوند دیدم
تو را به مانند گل های اطلسی دیدم
نشستهام به گذرگاه ناگهانی سرخ
در انتظار خطر زیر آسمانی سرخ
نشستهام که بچینم عبور طوفان را
ز جادههای اساطیری زمانی سرخ
بر آن سرم که بخوانم نمازی از آتش
اگر که شعله بگوید شبی اذانی سرخ
تمام هستی من دفتری غزل آتش
و سهم من ز تمام جهان زبانی سرخ
خدا کند دل من در صف خطر باشی
شبی که واقعه میگیرد امتحانی سرخ
در انتهای حماسیترین شب تاریخ
ظهور میکند آن مرد آسمانی سرخ
به قاف خوف و خطر تا ظهور آن موعود
خدا کند دل من منتظر بمانی سرخ


