چهارشنبه یکم تیر 1390
جمعه سیزدهم خرداد 1390
«بحثی کوتاه پُیرامون شعر انتظار»
شعرهایی که در مدح و یا درباره امام مهدی(ع) سروده شده «شعر انتظار» نامیده می شود.
به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند:
شعرهایی که جنبه روایی و تاریخی دارند. یعنی آن چه تاریخ و احادیث در باره ظهور آن حضرت گفته اند سروده شده است. به این شعرها شعرهای بسته نیز می گویند. برای نمونه به برخی از این شعرها اشاره می کنیم:
با دستی از شکوفه
در انتظار هستیم
روزی که او بیاید
گویی بهار هستیم
با دستی از شکوفه
از راه خواهد آمد
در لحظه ای پُر از گل
ناگاه خواهد آمد
خورشید شاید آن روز
از غرب در بیاید
یا شاید عمر خورشید
آن روز سر بیاید...
«جعفر ابراهیمی»
ای آسمان ای آبی پاک
بی او کبوترها غریبند
بی او تمام چشمه ساران
از شوق خواندن بی نصیبند
بی او پرستو بی قرار است
در سینه دارد آه و فریاد
بی او نمی بینی در این جا
پروانه ای را شاد و آزاد
فصل طلوع نور مهدی
فصل غروب رنگ ظلمت
فصل خوش و رنگین کمانی
زیباترین فصل عبادت
«رضا اسماعیلی»
دراین شعرها همان طور که گفتیم، شاعر رویکرد تاریخی دارد، یعنی آن چه در باور مردم هست، همان ها را بیان می کنند.
اگرچه قسمتهایی از این اشعار شاعرانه بیان شده اند، بیش تر تصویرها معمولی و تکراری است. اندیشه و مضمون چیزی فراتر از آن چه از احادیث و نقل و قول های تاریخی به ما رسیده، نیست یا اندیشه تصویری تازه، جذاب و خلاقانه ندارد. زبان در این گونه شعرها، بسیار شفاف و آشکار است و به نظم نزدیک تر است. به تجربه دیده شده که این نوع شعرها نزد صاحبان نشریات و حتی ناشران با استقبال بیش تری رو به رو شده، زیرا معتقدند شعر باید شفاف و بدون لایه های پنهان باشد
به هر حال این نوع شعر، شعر بسته است، یعنی آن چه شاعر می گوید، به همان اندازه نیز مخاطب دریافت می کند و به خواننده فرصت و اجازه نمی دهد که در لایه های پنهان آن غرق شود و به کشف و شهودهای تازه ای برسد. به واقع خواننده را محدود به همان تصاویر و اندیشه خود می کند و خواننده نمی تواند از آن تفسیر و تأویل های دیگری کند، زیرا هیچ لایه ای و ابهامی وجود ندارد تا خواننده اجازه برداشت های دیگری داشته باشد
2.شعرهای باز، شعرهایی است که خواننده می تواند از آن برداشت های گوناگون داشته باشد و در تصور و خیال خود چیزی به آن بیفزاید. شعر انتظار شاعران سال های اخیر، نسبت به گذشته از کیفیت بهتری برخوردار است. علاوه بر رو ساخت، یعنی ساختمان و ظاهر شعر، از ژرف ساخت، یعنی محتوا و لایه های پنهان نیز برخوردار است. اندیشه و تصویری خلاقانه و تازه در آن ها دیده می شود. بیش تر این شعرها عاشقانه است و گاه به شعرهایی بر می خوریم، بی آن که اسم مهدی موعود(عج) آورده شود، از مضمون های خوب انتظار و زاویه دیدهای تازه برخوردارند
از جنس غصه های دلت بود
شعری اگر دوباره سرودم
امشب بخوان ترانه برایم
دلواپس سکوت تو بودم...
با من کنار پنجره هستند
گلدان یاس و عطر نگاهت
چیزی بگو تو با دل تنگم
امشب نشسته چشم به راهت
خوب است در زلال نگاهت
از باغ سبز خاطره گفتن
فکری برای باغچه ام کن
فکری برای وقت شکفتن
«مریم تیکمی»
وقتی دلم برای تو تنگ است
انگار آشیانه ندارد
یک تکه ابر کوچک و تنهاست
جز دوری ات بهانه ندارد...
ای کاش این زمانه که هر جا
هر گوشه ای دورویی و جنگ است
از گرد راه زود بیایی
خیلی دلم برای تو تنگ است.
«کتایون توکلی»
هنوز باورم نمی شود
که بوی گل گرفته دفترم
و مثل یک درخت سربلند
نشسته ای تو در برابرم...
هنوز هم دلم به یاد توست
هنوز هم دلم شکسته است
و روی پله های زندگی
در انتظار تو نشسته است
«شاهین رهنما»
می بینیم که در این شعرها فضاها باز، صمیمی و عاشقانه اند. تصویرها، تازه، جذاب و گاه بسیار نابند. زبان با همه روشنی در جهت معنا، تأمل برانگیز است و ابهاماتی که در لایه های آن وجود دارد، باعث می شود تا خوانندگان برداشت ها و احساس های متفاوتی از آن داشته باشند. هنر خلاق یعنی همین. امروز زبان شناسان مهم دنیا معتقدند که زبان ادبی، زبان شفاف و آشکار نیست و معتقدند بدترین گناهی که یک نویسنده یا شاعر می تواند مرتکب شود، این است که فکر کند زبان وسیله ای طبیعی و شفاف است که خواننده از راه آن، به حقیقت یا واقعیت واحد و یگانه می رسد. در این گونه شعرها، احساس، زیبایی و نازکی اندیشه در اوج قرار دارد.
سه شنبه سوم خرداد 1390
چون نور كوثر از مشرق كرامت خداوند تابيدن گرفت، ساکنان عرش الهي سجده شكر به جاي آوردند؛ زيرا مهربانترين موجود عالم عشق تولد يافتهبود و گل ياس باغ نجابت، جهاني را خوشهچين فروزش خود ساخته بود.
سلام بر ريحانه باغ نبوت و بر مادري كه ميلادش آفرينش آبهاست و خاتوني كه آسمانيان در ولادتش سرمستي ميكنند.
میلاد حضر ت زهرا (ع) و روز زن و روز مادر مبارک باد.
دوشنبه یکم فروردین 1390
بوی اذان که می آمد روبه قبله بهار می شدی، باغت قدم به قدم َگل می داد، سبزه بر افکارت سبز می شد، نگاهت غزل می خواند و لبانت خنده می نوشت.
اشهد ان لا الله الا الله؛ حالی که فرشته و ملائکه مقرب را بدان راه نمی دادی.
و در این شکوفه باران قول و غزل چون به یاد می آوردی که او در این حوالی حاضر است و تو غایب از از دیدار او، از خود بیزار می شدی؛ چراغ او چندان روشن و تو در تاریکی! «السلام علیک یا بن الاعلام الباهره، السلام علیک یا باب الله الذی لایوتی الا منه، السلام علیک یا نور الله الذی لایطفی»
آخر تو فکر می کردی که اکسیر سعادت مسافران کاروان بشری در نزد اوست
حیران بودی که کدامین راه را برگزینی که در انتها به او ختم شوی. آنان را دیدی که که از پله های خوبی بالا رفتند و بر خود تبریک گفتند؛اما می دانستی که لذت عبودیت و انسان بودن را آن طور که شایسته است نچشیدند؛ هر چه بودند و هرچه هستند و هرچه ما هستیم، جایگاه و رتبه بودنمان را حضور هستی بخش او نمره خواهد داد.
یا مقلب القلوب و الابصار؛ یا مدبرالیل و النهار؛ یا محول الحول و الاحوال؛ حول حالنا الی احسن الحال؛
سال خوبی داشته باشید.
شنبه سی ام بهمن 1389
حسی دیگر
دنیایی برتر
افسار ابر در دست آسمانی تو
چتر را باز نکن
باران که بیاید
من تازه خواهم شد
برایت خنده خواهم آورد
راه با من راهی خواهد شدو
صدای اذان مطلع غزلی تازه خواهد بود
یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389
سالروز آغاز امامت حضرت ولی عصر (عج) خجسته باد.



